هر دم
در این مطلب، جزئیات مربوط به «هر دم» ارائه شده است.
html>
صدایم زد تا به اتاقش بروم، میخواست خصوصی صحبت کند؛ در چند ماه گذشته اولین بار بود که این میزان آگاهی را در چشمانش میدیدم، خبری از آن مردمکهای خالی و عدم تمرکز نبود.بلند شد و به آرامی لبه تخت نشست، آرام صحبت میکرد تا هرچه خصوصی تر حرفهایش را با من در میان بگذارد. اگرچه فرزند آخرش هستم، او همیشه مهمترین مسائل را با من در میان میگذارد چرا که من را منطقی تر و محکم تر از باقی بچهایش میدان و حالا هم با تکیه بر همین آگاهی همیشگیش ب
برچسب:
نویسنده: هلیا خلیلی
تاريخ: چهارشنبه
31 تير
1405 ساعت: 20:55